خداحافظ ![]()
نغمه قسمت دفتر یاد بودش خیلی ازش خاطره دارم . . .
سلام به همه
سال نو مبارک
باران : تب هر طرف ببارم دارم
دهقان : غم تا به کی بکارم دارم
درویش نگاهی به خود انداخت و گفت :
من هر چه که دارم از ندارم دارم
چقدر دلم گرفته از این روزگار
چقدر دل تنگم
کاش مرا دوست داشته باشی کاش می فهمیدی که چقدر دوستت دارم ولی تو رفتی بی بهانه
چقدر قشنگ بود تنها خاطره با تو بودن
و این همه خاطره ی کوتاه ولی ماندگار کاش دستم را می گرفتی
کاش مرا در آغوش می کشیدی تا حس مرا بفهمی
ولی حیف که ...
تو رفتی ؟؟؟ کجایی ؟؟؟
همیشه منتظر آمدنت هستم ولی می دانم تو دیگر نمی آیی . . .
دوستت دارم ![]()
بی تو
نه بوی خک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل وجگر حسین پناهی

من، باغ، توتو را به نگهبانی باغ گماشته ام |
فکرم نمی آساید
روحم دیگر نمی خرامد میان خاطره هایت
به خواب که می روم دیگر روحم اوج نمیگیرد
به خواب که می روم دیگر اتصالی نیست
ارتباطی نیست
بایست! بایست!
خاطرهء اوج، سقوطی ست سنگین
بسان خاطرهء هوس
که دردی ست جانکاه
استعداد عبث!
قلبم از عشق می کوبد
تنم درهوس می غلتد
در خواهش اندامش فرو رفتم
در او فرو رفتم
در او فرو رفتم
در نگاهش خواندم
می انگارد، خنجری فرو برده است در قلب مادران قرن ساله اش
پندار عبث!
قلبم از عشق می کوبد
تنم در هوس می غلتد . . .

فردا
فردایی که بتابد
پوسیدگی رنگ باخته ای به معنای سوختهء زندگی ام خواهد داد
آواز درد آلود طلوع،
میان زمزمه هایم خواهد پژمرد
چرا من درکی ندارم
چرا من درکی ندارم
که در جایی دور افتاده،
بر ساحلی شور
باران، یادگاری آبله گون
برجای می گذارد
ای ساحل شور،
ای حاصل جاه طلبی امواج
ای مقتول کینه های دریا
می ترسم که بسازند روزی
از سکوت آرامت
ترانه ای وحشی